داروی هومیوپاتی آپیس ملیفیکا (Apis mellifica): بررسی جامع یک داروی هومیوپاتی برای ادم ناگهانی، احساسات فروخورده و واکنشهای آلرژیک شدید
معرفی و ماهیت دارو
آپیس ملیفیکا که از زهر زنبور عسل (Honey-bee poison) تهیه میشود، یکی از داروهای عمیق و پرمایه هومیوپاتی است که متأسفانه به دلیل عدم درک ماهیت درونی آن، کمتر از حد نیاز تجویز میشود. تنتور این دارو از کل زنبور یا رقتهای زهر آن با الکل تهیه میگردد.
برای درک آسیبشناسی درونی و ویژگیهای منحصربهفرد این داروی جذاب، باید به تأثیر نیش زنبور بر ارگانیسم انسان بنگریم: تورم ناگهانی ادِماتوز که داغ، سوزان و تیز (Stinging) است و به دلیل ناگهانی و شدت آن، فرد را وادار به فریاد میکند. افراد کمی هستند که با نیش زنبور فریاد نکشند. گاهی این اثر میتواند در مدت زمانی بسیار کوتاه به یک واکنش آلرژیک عمومی شدید تبدیل شود و آنقدر جدی باشد که زندگی فرد حساس به این زهر را به خطر اندازد. تشدید واضحی با گرما و لمس وجود دارد. همه ما به خوبی میدانیم که زنبورها چگونه دوست ندارند لمس شوند یا مورد مداخله قرار گیرند و چگونه گرما را تحمل نمیکنند.
کل آسیبشناسی این دارو عمدتاً حول این تظاهرات خارجی و همچنین برخی ویژگیهای دیگر زنبور که بعداً بحث خواهد شد، ساخته شده است. اگر این تصویر را در ذهن داشته باشیم و سعی کنیم عملکرد مشابه آن را در بقیه بدن انسان درک کنیم، قادر خواهیم بود عملکرد دارو را از آغاز تا مراحل مختلف آسیبشناختی پیشرفته آن تشخیص دهیم.
ویژگیهای کلیدی و تصویر بالینی
الف) ادم و احتباس مایعات: هسته اصلی آسیبشناسی
ادم آپیس که با سوزش و تیرکشیدن (Burning and Stinging) مشخص میشود، طبیعتاً توسط گرما و لمس تشدید میگردد. شما نمیتوانید به زنبور نزدیک شوید و فرد آپیس قطعاً دوست ندارد لمس شود. بیمار آپیس نمیخواهد در نواحی دردناک، چه فیزیکی و چه روانی، لمس شود. علاوه بر این، گرمای اتاق، گرمای تابشی آتش، یا حمام گرم با بخار داغ نه تنها میتواند آسیبشناسی موجود را تشدید کند، بلکه میتواند آن را برانگیزد. تشدید با لمس یکی از ویژگیهای قوی این دارو است. به عنوان مثال، در مواردی که التهاب در ناحیه شکم وجود دارد، لمس شکم احتمالاً باعث سفت و منقبض شدن عضلات شکم میشود.
چه بر روی پوست عمل کند و چه بر روی غشاهای مخاطی یا سروزی، تمایل آپیس به ایجاد ادم، افیوژن (ترشح) و احتباس آب در بافتها است. به نظر میرسد آب در قسمتهای خاصی به دام افتاده و نمیتواند از طریق مجاری طبیعی دفع شود. این تمایل بارز ممکن است به آناسارکا (خوابآلودگی عمومی)⁽¹⁾ منجر شود. کنت مینویسد: «گاهی صورت به شدت متورم میشود، پلکها مانند کیسه آب به نظر میرسند، یوولا (ملاز) مانند یک کیسه آب آویزان میشود، دیوارههای شکم بسیار ضخیم هستند و با فشار فرو میروند، و غشاهای مخاطی در هر قسمت چنان به نظر میرسند که گویی اگر سوراخ شوند، آب از آنها خارج میشود.»
با این حساب، قابل درک است که این دارو نباید میلی به نوشیدن آب داشته باشد. این یکی از بیتشنگیترین (Thirstless) داروهای ماتریا مدیکا است، زیرا احتباس آب در بافتها وجود دارد و آب بیشتر صرفاً وضعیت را تشدید میکند. با این حال، در مواردی که کمآبی ناشی از آسیبشناسی وجود دارد، مانند وبای کودکان، تیفوس، اسهال، کولیت اولسراتیو، حتی آبسهها و غیره، ممکن است عکس آن را ببینیم - تشنگی سیریناپذیر. هنگامی که احتباس آب در ارگانیسم وجود دارد، بیتشنگی قابل توجه است، اما در جایی که از دست دادن مایعات به دلیل آسیبشناسی وجود دارد، ممکن است تشنگی بیش از حد ببینیم.
ادم یا افیوژنهای این دارو، رویدادهای جزئی و اتفاقی نیستند، بلکه تظاهرات اصلی پاتوگنومونیک آسیبشناسی آن هستند. همانطور که گفته شد، این دارو ترجیح زیادی برای جمعآوری و نگهداری آب در نواحی خاص دارد. با اثر بر روی بافتهای سلولی مانند چشمها، صورت، گلو، یوولا، تخمدانها و غیره، باعث ادم میشود. با اثر بر روی غشاهای پوشاننده قلب، مغز یا ریهها، باعث افیوژن میگردد. کنت مینویسد: «قسمت خارجی انسان پوست و غشاهای مخاطی اوست. وقتی با انسان از مرکز به محیط سروکار داریم، به درونیترین قسمت به عنوان مغز و قلب و اندامهای داخلی حیاتی فکر میکنیم، در حالی که پوششهای آنها خارجی هستند. آپیس بر چیزهایی که خارجی هستند تأثیر میگذارد، بر پوششها، بر پوششهای اندامها تأثیر میگذارد. توجه کنید که چگونه اغلب بر پوست و بافتهای نزدیک پوست تأثیر میگذارد، و همچنین بر پوششها، پوششهای اندامها تأثیر میگذارد؛ برای مثال پریکارد. التهابهای سروزی همراه با افیوژن ایجاد میکند... بنابراین میبینیم که پوششها به ویژه توسط آپیس تحت تأثیر قرار میگیرند، یعنی پوست، غشاهای مخاطی و پوششهای اندامها.»
چنین مشاهداتی هنگام مطالعه یک دارو بسیار مهم هستند، اما باز هم نباید به چنین ایدههایی به صورت سطحی پایبند باشیم. به عنوان مثال، در یک اثر منفرد بر روی کلیهها، آپیس از عبور آب جلوگیری میکند و باعث آناسارکای عمومی میشود. آیا میتوانیم بگوییم که این چیزی خارجی است؟
ادمها یا تورمها معمولاً با سرعت و شدت بسیار زیاد خود را نشان میدهند. در چنین مواردی ما یک اثر بسیار سریع بر روی اندامهای تحتانی میبینیم. به عنوان مثال، ممکن است یک مورد انتروکولیت شدید داشته باشید که خوب پیش نمیرود. هنگام ملاقات با بیمار در صبح روز بعد از اولین ویزیت، به شما گفته میشود که او ادرار بسیار کمی دفع کرده است. به پاهای متورم بیمار توجه میکنید که میتوانند دو برابر اندازه معمول خود باشند، و سپس با شگفتی تماشا میکنید که تورم ساعت به ساعت به سمت رانها حرکت میکند. این به احتمال زیاد یک مورد آپیس خواهد بود.
ب) تشبیه به زنبور عسل: احتباس احساسات و شور جنسی
میتوان قیاسی بین احتباس آب در این بیماران و روشی که احساسات قوی در آنها احتباس یافته و حالت "تحریکپذیری" ایجاد میکنند، ترسیم کرد. افراد آپیس دارای احساسات شدیدی هستند که به راحتی ابراز نمیشوند. آنها افرادی پرشور و تندخو هستند، به ویژه در حوزه جنسی، اما اگر این احساسات را ابراز کنند، احساس ناخوشایندی (Awkward) پیدا میکنند. به همین دلیل، احساسات خود را پنهان نگه میدارند و فشار این احساسات فروخورده میتواند یک شور و شوق جنسی افراطی ایجاد کند که نمیتواند رهاسازی عمیقی پیدا کند، و در نتیجه در برخی موارد به شهوترانی (Nymphomania) منجر میشود.
جالب است که به تمایل زنبور برای یافتن "شهد" و "چسبیدن" تکانشی به آن شیرینی توجه کنیم، در حالی که همزمان در صورت مداخله در فعالیتهایش، واکنش پرخاشگرانه نشان میدهد. هم به شهد و هم به مزاحمی که سعی میکند نزدیک شود یا آن را لمس کند، با شور و اشتیاق کورکورانه حمله میکند. در اینجا شباهت بسیار جالبی با شخصیت آپیس وجود دارد - آنها نمیتوانند خود را از "عسل" جدا کنند، زمانی که آن را پیدا کردهاند.
این مسئله بیاخلاقی نیست، بلکه شور و اشتیاق است. یک زن ممکن است یک رابطه خارج از ازدواج را با این ایده شروع کند که در اسرع وقت آن را متوقف کند، اما گرفتار میشود و نمیتواند آن را رها کند. از نظر جنسی برای او بسیار جذاب است، حتی اگر همچنان به همسرش احترام بگذارد و نخواهد ازدواجش را به هم بزند. او در واقع میتواند هم از همسر و هم از معشوقش لذت ببرد. این داستان ممکن است بسیار رایج به نظر برسد، به ویژه در کشورهای مدیترانهای، اما در افراد آپیس نتیجه آسیبشناسی است.
این افراد چنان درگیر بازی جنسی میشوند و از آن لذت میبرند که ممکن است هرزه (Lewd) شوند. باید درک کرد که آنها به دلیل ناتوانی در بیان احساسات و نیازهای شهوانی خود به شیوهای طبیعی و راحت به چنین حالتهایی میرسند.
شباهت چشمگیر دیگر با زنبور عسل این است که زنبور دائماً مشغول است، دائماً کار میکند. برای به دست آوردن "شهد" تلاش میکند، گویی که انجام این کار برایش لذت بزرگی است. شاید قابل توجه باشد که ما این دارو را عمدتاً برای دو وضعیت روانی تجویز میکنیم: یکی نوعی "جنون پرکاری (Busy Insanity)" که در آن بیمار دائماً مشغول انجام کارها است، و دیگری جنون شهوانی (Erotic Insanity)! چنین قیاسهایی ممکن است "علمی" به نظر نرسند، اما به درک و به خاطر سپردن ویژگیهای اساسی دارو کمک میکنند.
جنون شهوانی و شیدایی جنسی، به ویژه در زنان، هر دو بخشی از آسیبشناسی روانی این دارو هستند. حالتهای شیدایی-افسردگی (Manic-depressive) متشکل از شهوترانی در حالت شیدایی و بیتفاوتی کامل در حالت افسردگی میتوانند به این دارو نیاز داشته باشند. بیماریهای ناشی از افراط جنسی یکی از ویژگیهای آپیس است. ممکن است از شوهر یک بیمار آپیس شنیده شود که بگوید: "این زن در رختخواب وحشتناک است." منظور او این است که او بسیار فعال و هرزه است، یک جنون تقریباً خشونتآمیز در رفتار جنسی او وجود دارد. او به تحریک مداوم نیاز دارد و هرگز به نظر نمیرسد سیراب شود. این حالتی شبیه به کانتاریس است. در واقع، آپیس اثر کانتاریس را بر اندامهای ادراری-تناسلی پادزهر میکند. این دو دارو در صورتی که محل مشکل ناحیه ادراری-تناسلی باشد، یکدیگر را پادزهر میکنند.
توضیحات بالا نباید این تصور اشتباه را به دانشجو بدهد که همه زنان آپیس "شهوتران" هستند، بلکه فقط این است که آنها معمولاً اشتهای جنسی افزایش یافتهای دارند که گاهی میتواند به چنین افراطهایی برسد.
در این دارو ممکن است شاهد شهوترانی یا شیدایی جنسی در زنان همراه با سیستیت، متناوب با آن یا تحریک شده توسط آن باشیم. یکی دیگر از ویژگیهای جالب آپیس در زنان، رشد آسان کیستها در تخمدانها یا بزرگ شدن تخمدان، به ویژه در سمت راست است. کیست میتواند عظیم باشد و در مدت زمان نسبتاً کوتاهی رشد کند. هنگامی که یک مورد کیست تخمدان در یک زن از نظر جنسی سرخورده (Sexually frustrated) دارید که در مدت کوتاهی ایجاد شده، اندازه آن عظیم است و نرم است، گویی پر از مایع سروزی است، به احتمال زیاد یک مورد آپیس دارید.
باید به خاطر داشته باشید که رشد کیست ها متناسب با سرخوردگی خواستههای جنسی زن است. من کیستهای عظیمی از این نوع را دیدهام که در مدت زمان بسیار کوتاهی تحت تأثیر قدرت بالای آپیس در زنانی که برای مدت طولانی در معرض استرس "رابطهای" همراه با سرخوردگی جنسی بودند، ناپدید شدند.
در آپیس همچنین تمایل شدیدی به حسادت میبینیم که در چنین زنانی که از نظر جنسی رانده میشوند، قابل انتظار است. بیماریهای ناشی از حسادت ممکن است دیده شود.
ج) حسادت و تمایز آن از لاچسیس (Lachesis)
این واقعیت که آپیس یک داروی حسود است میتواند منجر به اشتباه گرفتن آن با لاچسیس شود، به ویژه با توجه به سایر ویژگیهای کلی مشترک بین این دو دارو - تشدید با گرما و لمس، و بهبود با سرما. با این حال، حسادت آپیس با حسادت لاچسیس متفاوت است. حسادت لاچسیس بسیار دیوانهوارتر و بیاساستر از حسادت آپیس است. لاچسیس به دلیل سوءظنش عذاب میکشد؛ آپیس چنین رنجی نمیبرد. حسادت آپیس معمولاً به دلایل زیر ایجاد میشود: اینها افرادی از نظر جنسی پرشور هستند که رفتار جنسی شدیدشان میتواند به رفتار شیدایی جنسی نزدیک شود، اگر نه موازی آن، با این حال آنها در بیان احساسات و هیجانات خود دست و پا چلفتی (Clumsy) هستند. این ترکیب دستوپاچلفتی بودن و شور جنسی، آنها را نسبت به شریک زندگی خود دائماً ناامن نگه میدارد. به عنوان مثال، زنان آپیس دائماً نگران هستند که ممکن است شوهر خود را به زن دیگری از دست بدهند، که او تجربیات جنسی با زنان دیگر با شدتی مشابه آنچه در ازدواجشان به اشتراک میگذارند، داشته باشد. با این حال، آنها در بحث در مورد چنین نگرانیهایی مشکل زیادی دارند.
آنها علائم خاصی را در شریک زندگی خود مشاهده میکنند، به عنوان مثال رفتار معاشقهآمیز، و چیزی نمیگویند؛ با این حال، زهر حسادت شروع به consuming آنها میکند. سرانجام، پس از بسیاری از این "نشانهها"، ماهیت سوءظنآمیز آنها که قبلاً خفته بود، در یک طغیان حسادت منفجر میشود. در خشم خود چیزهایی میگویند که عمیقاً به طرف مقابل آسیب میزند و بعداً پشیمان میشوند. آنها دستوپاچلفتی بودن خود، عدم نرمی خود را حس میکنند و تحسین میکنند که دیگران چگونه میتوانند خود را حتی در مسائلی مانند حسادت به راحتی، نرمی و آرامی بیان کنند. پس از چندین انفجار از این دست، میل جنسی آنها سرکوب میشود و روند آسیبشناختی که به تومور یا کیست تخمدان منجر میشود، آغاز میگردد. گویی انرژی جنسی که قادر به ابراز نیست، به صورت مخرب عمل میکند.
د) شادی تصنعی و پنهانکاری رنج
در این مرحله آنها سعی میکنند بخندند و شاد به نظر برسند، حتی اگر احساس ناراحتی و بدبختی میکنند. در متون ما آمده است: «در حالی که احساس بدبختی میکند، شادی را شبیهسازی میکند.» این یک نشانه کلیدی (Keynote) بزرگ برای این دارو است. آنها نمیخواهند بدبختی خود را نشان دهند، و حتی بیشتر، سعی میکنند تصویر مخالف را ارائه دهند - وانمود میکنند که خوشحال هستند. در متون ما میخوانیم: «شادی اغراقآمیز (Exaggerated joy).» این حالت عجیبی است که مرز با هیستری یا عدم تعادل روانی دارد. همچنین، «خندیدن به بدبختیها»، یکی دیگر از ویژگیهای ذکر شده در ادبیات است که باید به عنوان ابراز نامتعادل احساسات درک شود. آنها احتمالاً از اینکه بدبختی آنها را تحت تأثیر قرار داده آنقدر احساس ناخوشایندی میکنند که به جای گریه، قهقهه میزنند. قطعاً یک عنصر هیستریک در آپیس وجود دارد که باعث میشود این بیماران بر سر مسائل جدی بخندند، گاهی با حالتی احمقانه یا کودن در چهره. آنها میفهمند که این رفتار آنها را مضحک میکند، اما نمیتوانند خود را کنترل کنند.
اینطور نیست که آنها شکایت نکنند؛ در واقع، آنها اغلب نارضایتی خود را ابراز میکنند و از همه چیز و همه کس عیب میجویند. اما در مواقع دیگر سعی میکنند با حفظ یک نمای شاد، بدبختی خود را پنهان کنند، به ویژه اگر به کسی علاقه عاشقانه داشته باشند.
ه) دستوپاچلفتگی (Clumsiness)
باید دستوپاچلفتگی و ناجوری آپیس را دید تا باور کرد. صرف نظر از اینکه چقدر سعی میکنند مراقب باشند، هنگام دراز کردن دست برای برداشتن نمک از آن سوی میز، دو یا سه لیوان را خواهند انداخت. هنگام راه رفتن در یک خیابان کاملاً صاف، به نحوی ناگهان زمین میخورند و به زمین میافتند. اگر از آنها بپرسید چه اتفاقی افتاده، چرا اینقدر ناگهانی و راحت افتادند، پاسخ نمیدهند؛ خودشان هم نمیدانند. آنها احساس ناخوشایندی میکنند؛ آنها ناجور هستند. شب، قبل از رسیدن به رختخواب، هم میز کنار تخت و هم صندلی را خواهند زد، حتی اگر آن میز و صندلی برای مدت بسیار طولانی در آن مکان بوده باشند. به نظر میرسد طوری راه میروند که گویی عجله دارند چیزی را سریع به دست آورند، بدون توجه به توپوگرافی اطراف.
این دستوپاچلفتگی دقیقاً نقطه مقابل توانایی معروف زنبور در جهتیابی و مکانیابی اشیاء است. به نظر میرسد بسیاری از بیماران آپیس این قابلیت را از دست دادهاند، به ویژه هنگامی که عجله دارند. آنها این تصور را ایجاد میکنند که از درون مشغول یا preoccupied هستند. گویی غایبذهن هستند و آگاهی از مکان اشیاء خارجی در ذهنشان ثبت نمیشود. کنت حتی فراتر میرود و میگوید که این اختلال در هماهنگی، نتیجه یک سیستم عصبی معیوب است.
هنگامی که سعی میکنند احساسات خود را بیان کنند، ناجوری مشابهی از خود نشان میدهند. آنها در بیان خود "ناهموار" هستند و بحث در مورد احساسات خود را به شیوهای روان دشوار مییابند. شیوه طبیعی و آسان ابراز وجود از آنها دریغ شده است، حتی اگر احساسات قوی را در خود جای داده باشند. آنها ترجیح میدهند احساسات خود را مهار کنند، و اگر آنها را ابراز کنند، این کار را به صورت "تند و ناگهانی (Jerky)" انجام میدهند.
و) تحریکپذیری و انفجار خشم
افراد آپیس بسته هستند، نه به این دلیل که طبیعتشان چنین است، بلکه به این دلیل که نمیدانند چگونه خود را بیان کنند. این حالت است که اغلب باعث میشود آنها احساس تحریکپذیری، دلسردی و گریه کنند. آنها احساس میکنند همیشه میخواهند گریه کنند. کنت مینویسد: «علائم خود عبارتند از غم و اندوه زیاد، گریه مداوم بدون هیچ دلیلی، گریه شب و روز؛ نمیتواند از افکار آزاردهنده و نگرانی در مورد همه چیز بخوابد... تحریکپذیری شدید، قرض گرفتن مشکلات در مورد همه چیز. کاملاً بینشاط. توانایی به کارگیری چیزهایی که او را خوشحال یا شاد کند را ندارد...» آنها سعی میکنند بدبختی خود را پنهان کنند، اما شبها با افکار افسردهکننده بیدار میمانند. در نهایت، به نقطهای میرسند که با کوچکترین بهانهای آماده گریه هستند. همچنین ممکن است واکنش پرخاشگرانه نشان دهند و حتی به دلایل بیاهمیت دعوا کنند.
حالت توصیف شده در بالا میتواند پس از یک ناامیدی عشقی، غم و اندوه، یا در نتیجه علت دیگری برای ناراحتی ایجاد شود. به عنوان مثال، زنی که میشنود نمیتواند بچه دار شود زیرا تخمدانهایش پر از کیست است، ممکن است مستقیماً به چنین حالتی برود.
این افراد سعی میکنند مهربان باشند، رفتاری مؤدبانه و حتی صمیمانه داشته باشند. فقط زمانی که عصبانی میشوند طغیان میکنند و زبانشان مانند نیش زنبور میشود. سپس ناگهان منفجر میشوند و چیزهایی میگویند که واقعاً میتواند به شخص دیگری آسیب برساند. آنها ممکن است کنترل خود را از دست بدهند و بخواهند چیزها را بشکنند، به اشیاء اطراف خود یا خودشان ضربه بزنند - «سرش را به دیوارها یا اشیاء میکوبد».
با این حال، آپیس تنها داروی ماتریا مدیکا است که پس از گذشتن خشم، اینقدر رنج میبرد. پس از چنین رهایی انفجاری از احساسات کنترلنشده، آنها برای مدتی طولانی احساس ناخوشی میکنند. زنان دچار لکههای قرمز در اطراف صورت یا گردن خارجی میشوند و ممکن است دچار سردرد و غیره شوند؛ مردان ممکن است ترس از حمله قلبی یا سکته مغزی پیدا کنند. به نظر میرسد خشم باعث هجوم خون به سر میشود، از این رو ترس ناخودآگاه.
ز) ترس از پرندگان
ترس دیگری از آپیس که من یک بار آن را دیدهام، اما بسیار قوی، ترس از پرندگان است. در مورد او آنقدر شدید بود که گفت: «ترجیح میدهم یک مار نزدیکم باشد تا یک پرنده.»
ح) شباهتها و تفاوتها با ناتروم موریاتیکوم (Natrum muriaticum)
این دارو، مانند ناتروم موریاتیکوم، بیماریهای ناشی از غم و اندوه، و همچنین بیماریهای ناشی از تحریک بیش از حد احساسات مانند خشم و غضب، ترس، حسادت، خبر بد و استرس روانی را دارد. این دارو بسیار تحت تأثیر حالت عواطف قرار میگیرد. به عنوان مثال، یک علامت مشخصه آپیس این است: «پس از شوک شدید روانی، تمام سمت راست فلج میشود.» همچنین این احتمال وجود دارد که یک طرف بدن دچار انقباض یا فعالیت حرکتی شدید شود در حالی که طرف دیگر بیحرکت، گویی فلج شده، باقی بماند.
آپیس مکمل (Complementary) ناتروم موریاتیکوم در نظر گرفته میشود و این دو دارو در هر توالی یکدیگر را تکمیل خواهند کرد. در حالی که ناتروم موریاتیکوم ممکن است بسیاری از نتایج غم را در یک بیمار برطرف کند، علائم بدنی خاصی ممکن است ایجاد شود که به آپیس اشاره دارد و توسط این دارو عمیقاً و به طور پایدار درمان میشود. این دو دارو همچنین شباهتهایی دارند، از جمله: دستوپاچلفتگی، هیستری، شخصیت بسته، و از خودگذشتگی پرشور در روابط جنسی. با این حال، ناتروم موریاتیکوم همیشه عاشقانهتر و ظریفتر است، در حالی که آپیس از نظر جنسی خشنتر و زمینیتر است. آپیس بسیار پرشور است و با دیگران، به ویژه در سطوح عاطفی و جنسی، خشن رفتار میکند. از سوی دیگر، ناتروم موریاتیکوم فردی بسیار ظریفتر و حساستر است، که بسیار اهمیت میدهد که به دیگران آسیب نزند و تلاش میکند این کار را نکند. هر دو در ابتدای رابطه آشکارا جنسی نیستند، اما هنگامی که با شریک خود رابطه برقرار کردند، میتوانند کاملاً هرزه رفتار کنند. زنان آپیس، به ویژه، توانایی برقراری ارتباط آسان با جنس مخالف را ندارند و بنابراین میتوانند برای مدت طولانی خود را سرکوب کنند، اما هنگامی که رابطه برقرار کردند، خود را رها میکنند.
ط) ناگهانی بودن و شدت در شروع بیماریها
از توضیحاتی که تاکنون در مورد آپیس ارائه شد، خواننده متوجه خواهد شد که آپیس از بسیاری جهات یک داروی انفجاری است. ما همان انفجار، همان ناگهانی بودن، همان سرعت را در توسعه بیماریهایی که برای آنها اندیکاسیون دارد میبینیم. به عنوان مثال، ممکن است یک افیوژن ناگهانی و انفجاری بر روی مننژها رخ دهد و فشار ناگهانی میتواند کودک را از درد به جیغ و فریاد وادار کند. آپیس به خوبی برای این علامت شناخته شده است که قبلاً به عنوان گریه مغزی (Brain cry) از آن یاد میشد، علامتی که عمدتاً در التهاب مننژها یا در شرایط مشخص شده با افزایش فشار مایع مغزی-نخاعی بر مغز دیده میشود. درد در آپیس ناگهان و چنان نافذ میآید که فرد را مجبور به جیغ زدن میکند. به نظر میرسد جیغ یا گریه از اعماق وجود ارگانیسم میآید و باعث ایجاد لرز در شنونده میشود. جیغ زدن کودکان در طول خواب، در هنگام دندان درآوردن یا پس از واکسیناسیون فلج اطفال از علائم آپیس است. آپیس در موارد هیدروسفالی (Hydrocephalus)⁽²⁾ که همین نوع جیغ زدن را نشان میدهد، اندیکاسیون دارد.
در شرایط قلبی مانند پریکاردیت، ما همان شدت و همان ناگهانی بودن، همان افیوژن شدید را میبینیم.
نش مینویسد: «در آن موارد بسیار شدید و سریع دیفتری که در آن تمام گلو با تورم ادِماتوز پر میشود، یوولا مانند یک کیسه شفاف پر از آب آویزان میشود و بیمار به دلیل بسته شدن واقعی گلو و حنجره در خطر مرگ قریبالوقوع بر اثر خفگی است، هیچ دارویی مانند آپیس وجود ندارد.» اما کنت نکته دیگری را بیان میکند: «آپیس دیفتری را درمان میکند، به ویژه زمانی که التهاب درجه بالا وجود داشته باشد و غشاء کم باشد یا به کندی یا موذیانه ظاهر شود... قسمتها ادماتوز هستند و کام نرم مانند یک کیسه آب پف کرده است، و یوولا با ظاهری نیمه شفاف مانند یک کیسه آب آویزان است. در سراسر اطراف گلو و دهان یک وضعیت ادماتوز وجود دارد که به نظر میرسد اگر سوراخ شود آب از آن جاری خواهد شد.» چنین توصیفات زندهای باید در حافظه دانشجو باقی بماند، زیرا این تصور از یک وضعیت است که کلید داروی صحیح را فراهم میکند.
ی) هذیان و تحریک شبانه
ما همچنین در موارد احتقان یا التهاب مغز، هیجان شدیدی را مشاهده خواهیم کرد که در مدت زمان بسیار کوتاهی به حالتهای هذیان میرسد؛ به عنوان مثال، مننژیت یا مننگوآنسفالیت؛ هیجان در هیدروسفالی. هذیان در طول شب در هنگام خواب برجستهترین است و بعد از نیمهشب در بدترین حالت خود قرار دارد. هذیان پرحرف (Loquacious delirium)؛ "هذیان جنسی". تمام این فعالیت در شب رخ میدهد، اما صبح روز بعد او افسرده، بیتفاوت و کاملاً غیرارتباطی است. تشدید نیمهشب یکی از ویژگیهای این دارو است.
در شرایط مشابه، توهماتی را مشاهده میکنیم: اینکه او مرده یا در حال مرگ است، اینکه کسی در رختخواب با اوست، اینکه مردم کنار او هستند، اینکه او باردار است، اینکه زبانش از چوب ساخته شده است.
و سپس، به ویژه در هنگام تبهای کمدرجه، خستگی، ضعف و بیتفاوتی کامل را میبینیم که میتواند به بیهوشی کامل برسد. آنها از هیچ چیز در اطراف خود آگاه نیستند. به نظر نمیرسد آنچه به آنها گفته میشود را درک کنند. وقتی با سوزن نیشگون گرفته میشوند، هیچ نشانهای از احساس نمیدهند. وقتی آب در دهانش میریزند، تلاشی برای بلعیدن نمیکند. هیچ نشانهای از دیدن، شنیدن یا احساس کردن وجود ندارد.
یک نشانه کلیدی جالب در حوزه روانی وجود دارد که در موارد خاص میبینیم: احساس اینکه زندگی در حال نابود شدن است با تسلیم در برابر مرگ. آنها احساس میکنند به زودی خواهند مرد، با نفس بعدی یا در چند دقیقه، و به نظر نمیرسد مقاومت کنند، گویی انرژی مقاومت را ندارند. این احساس به احتمال زیاد ناشی از تنفس دشوار است. به نظر میرسد برای به دست آوردن قدرت کافی برای حتی به زبان آوردن یک کلمه، باید نفس بکشند. این ترس از مرگ نیست، بلکه یک پیشاحساس (Presentiment)، یک طعم مرگ است - احساسی که اکنون در حال "رفتن" هستند و آنها تسلیم این واقعیت شدهاند. گاهی اوقات به نظر میرسد که آنها میل به مرگ دارند، گویی دفاعهایشان ناگهان به طور کامل رها شده است.
ک) شرایط آلرژیک و شوک آنافیلاکتیک
شرایط آلرژیک که به طور ناگهانی، غیرمنتظره و با خشونت ظاهر میشوند و تمام بدن را میپوشانند در آپیس دیده میشوند. حتی شوک آنافیلاکتیک (Anaphylactic shock)⁽³⁾ نیز ممکن است. در این رابطه، ژان موریس، دندانپزشک فرانسوی، مینویسد: «درمان شوک آنافیلاکتیک: بدترین نوع شوک، نوعی است که ناگهان رخ میدهد. بیمار خفه میشود (ادم گلوت)، در حالی که لکههای قرمز روی گلو و صورت ظاهر میشوند که میسوزند و تیر میکشند و با گرما بدتر میشوند. این تصویر آپیس است، دارویی که همیشه توانستهایم به آن تکیه کنیم. قرار دادن چند گلوبول آپیس ۱۵ (یا ۲۰۰ کورساکوف) روی زبان بیمار، شوک را فوراً متوقف میکند و علائم معمولاً در مدت زمانی که گلوبولها حل میشوند، ناپدید میگردند.»
آپیس همچنین موارد ورم ملتحمه آلرژیک را پوشش میدهد که در آن چشمها ظرف چند ساعت قرمز و ملتهب میشوند و پلکها و همچنین بافتهای اطراف چشم آنقدر ادماتوز میشوند که تقریباً تمام چشم را میپوشانند. تورم میتواند به حدی باشد که دید را مسدود کند.
ل) نارسایی ناگهانی کلیه و ادم
آپیس در مواردی که کلیهها ناگهان از کار میافتند و یک شبه ادم عظیمی در اندامهای تحتانی ایجاد میشود، اندیکاسیون خواهد داشت. تقریباً میتوان افزایش تورم را ساعت به ساعت دید. این تصویر ممکن است در عوارض شدید بیماریهای حاد جدی یا در شرایط مزمن، مانند کولیت اولسراتیو در مراحل پیشرفته دیده شود.
تحلیل وضعیت روانی-عاطفی (پروفایل سایکیک)
تیپ شخصیتی آپیس را میتوان در جدول زیر خلاصه کرد:
| حوزه | ویژگیها |
|---|---|
| احساسات (هسته اصلی) | شدید، پرشور، اما فروخورده و ناتوان در ابراز. |
| ابراز وجود | دستوپاچلفت (Clumsy) و ناهموار (Jerky) در بیان احساسات. در نتیجه، اغلب آنها را سرکوب میکنند. |
| حالت عاطفی غالب | تحریکپذیری، دلسردی، گریهمداری. احساس ناراحتی و بدبختی پنهان. |
| نما و ظاهر | شادی تصنعی (Exaggerated joy) و نقاب شادمانی برای پنهان کردن رنج درونی. گاهی خندههای بیجا و هیستریک. |
| روابط بین فردی | به دلیل دستوپاچلفتگی عاطفی، در برقراری ارتباط صمیمانه مشکل دارند. در روابط، به ویژه جنسی، میتوانند پس از مدتی بسیار افراطی و هرزه شوند. |
| حسادت | حسادت شدید، اما بر خلاف لاچسیس، بیشتر ریشه در ناامنی و ترس از دست دادن دارد تا سوءظن دیوانهوار. |
| واکنش به خشم | طغیانهای ناگهانی و انفجاری خشم که پس از آن، فرد برای مدت طولانی احساس ناخوشی و بیماری میکند. |
| حالتهای افراطی | مستعد شیدایی جنسی (Erotic mania) و در مقابل، بیتفاوتی کامل (Apathy) در فاز افسردگی. |
| حالتهای شبهکما | در مراحل پیشرفته بیماریهای حاد، بیهوشی کامل بدون واکنش به محرکها، همراه با احساس تسلیم در برابر مرگ. |
| خودانگاره | احساس دستوپاچلفتگی و ناجوری در همه ابعاد زندگی. |
علائم فیزیکی مهم
۱. ادم و تورم (هسته اصلی)
تورمهای ناگهانی، بزرگ، ادِماتوز (گودیدار)، با ظاهری شفاف و براق (گویی وارنیش خورده).
احساس سوزش و تیرکشیدن (Burning & Stinging) در ناحیه تورم (مثل نیش زنبور).
تشدید شدید با گرما (اتاق گرم، حمام گرم، گرمای آتش) و لمس.
۲. کلیه و دستگاه ادراری
الیگوری (Oliguria) - کاهش شدید ادرار. ادرار کم، تیره، با فشار دفع میشود.
احتباس ادرار (Retention of urine).
پروتئینوری (Proteinuria) - دفع پروتئین در ادرار، به ویژه در بارداری.
ادم اندامها به دنبال نارسایی کلیه.
۳. دستگاه تناسلی زنان (نقطه قوت دارو)
بزرگ شدن و کیست تخمدان، به ویژه سمت راست، با رشد سریع.
شهوترانی (Nymphomania) یا افزایش شدید میل جنسی، به ویژه در زنان سرخورده جنسی.
قاعدگی نامنظم، کم یا قطع شده.
سقط مکرر در ماههای اول بارداری.
۴. گلو
تورم ادِماتوز، براق و شفاف گلو و یوولا (ملاز).
یوولا متورم و آویخته مانند کیسه آب (یک علامت کلیدی).
درد سوزشی و تیرکشنده.
بدتر شدن با نوشیدنیهای گرم، بهتر شدن با نوشیدنیهای سرد.
دیفتری با این تصویر.
۵. سر و سیستم عصبی مرکزی
احتقان سر، بدتر با گرما و دراز کشیدن، بهتر با هوای خنک.
جیغ زدن ناگهانی و شدید (Sharp shriek) در کودکان، به ویژه در هیدروسفالی یا مننژیت (گریه مغزی).
هذیان و بیقراری در شب، به ویژه پس از نیمهشب.
۶. پوست
کهیر (Urticaria) با تورم ادِماتوز، سوزش و تیرکشیدن، خارش غیرقابل تحمل در شب.
اریسیپلاس (عفونت پوستی) با تورم براق و قرمز تیره.
بدتر شدن با گرما، بهتر شدن با کمپرس سرد.
۷. تب
تب معمولاً در بعدازظهر (۳ تا ۵ بعدازظهر) تشدید میشود.
بیتشنگی در هنگام تب (یک علامت کلیدی).
۸. خواب
رویاهای پرواز، سفرهای طولانی، دعوا و نزاع.
خوابآلودگی شدید در طول روز، اما بیخوابی شبانه به دلیل بیقراری.
مدالیتهها
| بدتر کنندهها (Aggravations) | بهتر کنندهها (Ameliorations) |
|---|---|
| گرما (Heat) - مهمترین عامل | سرما (Cold) - مهمترین عامل |
| - اتاق گرم | - هوای خنک و آزاد |
| - حمام گرم | - کمپرس سرد |
| - گرمای تابشی آتش | - شستشو با آب سرد |
| - آفتاب | - باز کردن پنجرهها |
| لمس (Touch) | نشستن (Sitting up) |
| اواخر بعدازظهر (۳-۵ عصر) | دراز کشیدن با سر بالا |
| پس از نیمهشب | |
| خوابیدن و دراز کشیدن |
کاربردهای بالینی اصلی
بیماریهای کلیوی: نفریت، آناسارکا، احتباس ادرار.
بیماریهای زنان: کیست و بزرگ شدن تخمدان (به ویژه راست)، اختلالات قاعدگی، سقط مکرر.
شرایط آلرژیک: کهیر، ادم آنژیونوروتیک، شوک آنافیلاکتیک، تب یونجه، ورم ملتحمه آلرژیک.
بیماریهای عفونی: دیفتری، مخملک، اریسیپلاس.
اختلالات عصبی: هیدروسفالی، مننژیت (با جیغ زدن).
بیماریهای روانی: شیدایی-افسردگی (به ویژه با مؤلفه جنسی)، حسادت بیمارگونه، تحریکپذیری.
بیماریهای قلبی: پریکاردیت با افیوژن.
بیماریهای ریوی: پلوریت با افیوژن، آسم.
جدول تمایز آپیس از داروهای مشابه
| دارو | اشتراک با آپیس | تفاوت کلیدی |
|---|---|---|
| لاچسیس (Lachesis) | بدتر با گرما و لمس، حسادت | حسادت لاچسیس سوءظنآمیز و دیوانهوار است. آپیس حسود اما ناامن. لاچسیس بدتر با خواب و پس از بیداری است. |
| کانتاریس (Cantharis) | سوزش و تیرکشیدن شدید، تحریک دستگاه ادراری-تناسلی | کانتاریس با تنسیموس شدید مثانه و سوزش قبل و حین و بعد از ادرار مشخص است. آپیس با احتباس و کاهش ادرار. |
| ناتروم موریاتیکوم | غم فروخورده، شخصیت بسته، دستوپاچلفتگی | ناتروم رمانتیک و ظریف است، آپیس خشن و زمینی. ناتروم از دیگران و خودش در ابراز احساسات مراقبت میکند، آپیس ناجور و تند است. |
| راس توکسیکودندرون | بدتر با سرما و رطوبت (در آپیس بدتر با گرما است) | راس با بهتر شدن با حرکت مداوم مشخص است، آپیس با بهتر شدن با سرما. |
| سولفور (Sulphur) | بدتر با گرما، قرمزی اورفیسها | سولفور با گرگرفتگی، ولع شیرینی و بیتوجهی به ظاهر مشخص است. |
| بلادونا (Belladonna) | شروع ناگهانی، قرمزی، احتقان سر | بلادونا با تعریق کم، مردمکهای گشاد و پرخاشگری مشخص است. آپیس با ادم و تیرکشیدن. |
پادزهرها و سازگاریها
داروهای مکمل: ناتروم موریاتیکوم (مهمترین)، باریتا کربونیکا (اگر غدد لنفاوی درگیر باشند).
داروهای قابل مقایسه: کنتاریس، وزپا (زنبور سرخ)، لاچسیس، رویوم.
ناسازگار (Inimical): راس توکسیکودندرون (Rhus tox). این دو دارو نباید پشت سر هم تجویز شوند.
دوزاژ
از پایینترین تا بالاترین قدرتها.
در شرایط حاد و شدید (مانند شوک آنافیلاکتیک، ادم حاد ریوی)، قدرتهای بالا (۲۰۰c، ۱M، ۱۰M) میتواند حیاتبخش باشد.
در موارد مزمن (کیست تخمدان)، قدرتهای بالا با فواصل طولانی مؤثرند.
در بارداری، با احتیاط تجویز شود.
پاورقیهای تخصصی
⁽¹⁾ آناسارکا (Anasarca): ادم یا تورم عمومی و گسترده در سراسر بدن، به ویژه در بافتهای زیرجلدی. معمولاً ناشی از نارسایی قلبی، کلیوی یا کبدی است.
⁽²⁾ هیدروسفالی (Hydrocephalus): تجمع غیرطبیعی مایع مغزی-نخاعی (CSF) در حفرههای داخل مغز (بطنها) که باعث افزایش فشار داخل جمجمه و بزرگ شدن سر در نوزادان و کودکان میشود. میتواند منجر به آسیب مغزی شود.
⁽³⁾ شوک آنافیلاکتیک (Anaphylactic Shock): یک واکنش آلرژیک شدید و تهدیدکننده زندگی که به سرعت پس از قرار گرفتن در معرض یک ماده حساسیتزا (مانند نیش زنبور، غذا، دارو) رخ میدهد. علائم شامل تورم راه هوایی (ادم گلوت)، افت شدید فشار خون، کهیر و دشواری در تنفس است.
⁽⁴⁾ افیوژن (Effusion): نشت و تجمع مایع در یک حفره یا فضای بدن، مانند حفره پلور (افیوژن پلور) یا پریکارد (افیوژن پریکارد).
⁽⁵⁾ یوولا (Uvula): زبان کوچک یا ملاز، ساختار مخروطی شکلی است که از کام نرم در پشت گلو آویزان است.
جمعبندی و نکته پایانی
آپیس ملیفیکا تصویر انسانی است که همچون زنبور، نیشی تیز و سوزان دارد، اما این نیش اغلب متوجه خود اوست. ادمهای ناگهانی و عظیمش، نماد احساسات فروخوردهای هستند که در بدن متورم میشوند. شور جنسی سرکوبشدهاش، به کیستهایی در تخمدانها تبدیل میگردد. و دستوپاچلفتگیاش در بیان عشق، او را به طغیانهای حسادت و خشم میکشاند.
اما آپیس فراتر از یک داروی فیزیکی است. او نقاب شادی بر چهره رنج میزند و در خلوت شب، با هراس از دست دادن، بیدار میماند. جیغ ناگهانیاش در هیدروسفالی، فریاد روحی است که زیر فشار مایعات فروخورده، به ستوه آمده است. و در آستانه مرگ، با تسلیمی عجیب، احساس میکند که هر نفس، آخرین نفس است.
این دارو، پزشک را به یاد این حقیقت میاندازد که گاهی شدیدترین واکنشهای فیزیکی، ریشه در عمیقترین سرخوردگیهای عاطفی دارند. و درمان، نه در تسکین سطحی، که در تخلیه این ادمهای عاطفی با زهر نیشی است که خود، پادزهر خویش است.




