کالکاریا فلوریکا
کلسیم فلوریکا (Calcarea fluorica)⁽¹⁾
فلوراید کلسیم. این دارو با موفقیت برای درمان شرایط زیر به کار رفته است:
دارو حساسیت پوست را افزایش میدهد. پوست نسبت به لمس حساس میشود و دارای نواحی حسبیشتری⁽²⁾ و/یا حسکمتری⁽³⁾ است. قسمتهایی که روی آنها دراز کشیده میشود دردناک هستند، یا احساس میشود که فرد روی خردهریز دراز کشیده است.
آزمایش داروی مِزگر، آفینیته ویژه⁽⁴⁾ کلسیم فلوریکا را برای ناحیه گلو و گردن ثابت کرد. نه تنها عضلات و مفاصل گردن و مهرههای گردنی، بلکه مخاط حنجره و غده تیروئید نیز واکنش مشخصی نشان میدهند.
در مورد سیستم گوارش، یک گرسنگی شدید⁽⁵⁾ مشاهده شد. این گرسنگی قابل سیر شدن نبود و آزمایشکنندگان علیرغم غذاخوردن منظم لاغر میشدند. بیماران کلسیم فلوریکا تمایل به لاغری دارند، احساس ضعف میکنند و به آسانی خسته میشوند. آنها «احساس خستگی در تمام طول روز» دارند.
بهبودی با خوردن، یک مدالیته⁽⁶⁾ چشمگیر کلسیم فلوریکا و عمومی برای ارگانیسم است. این نه تنها مربوط به احساس دردناک گرسنگی در معده، بلکه به عملکردهای ذهنی، سردرد، بیقراری و تحریکپذیری عصبی و همچنین تُن و انرژی کلی بدن مربوط میشود. کلسیم فلوریکا این مدالیته کلی و مشخص را با سایر ترکیبات هالوژن⁽⁷⁾ مشترک است.
یکطرفه بودن چشمگیر سمت چپ⁽⁸ در آزمایش مزگر مشاهده شده است. به عنوان مثال، احساس درد و کوفتگی، درد مفاصل، بیحسی و احساس مور مور فقط سمت چپ را در چندین آزمایشکننده تحت تأثیر قرار داد. همچنین دردناک بودن فقط سمت چپ گزارش شده است. مِلتزر تأثیر ویژه دارو بر لوزالمعده را که شامل مدفوع چرب، سوءهاضمه و اسهال ناشی از خوردن چربی است، ثابت کرد و احساس میکند که آفینیته برای لوزالمعده ممکن است به دلیل تمایل به سمت چپ نیز باشد.
دکتر سارا هوگان کلسیم فلوریکا را با موفقیت کامل، به یک زن باردار مبتلا به نفخ داد. بیمار زایمان را به راحتی پشت سر گذاشت، در حالی که زایمان قبلی دشوار بود. دکتر هوگان دریافت که این دارو زایمان را در موارد متعدد دیگر تسهیل میکند و دریافت که نفخ یک نشانه مشخص برای این دارو است، حتی مستقل از بارداری.
طبق مزگر، تمایل به نمک، غذاهای تند و شیرینیجات وجود دارد؛ با این حال، شیرینیجات خوب تحمل نمیشوند. بیمیلی به تخم مرغ، گوشت و چربی وجود دارد که همانطور که قبلاً ذکر شد، باعث اسهال میشود.
فاتاک به عنوان یک علامت کلی ذکر میکند که ترشحات تمایل به سبز چمنی شدن دارند. او همچنین استفاده از کلسیم فلوریکا را در سوختگیهای ناشی از اشعه ایکس توصیه میکند.
همانند تمام داروهای کلسیم، تمایل به تعریق فراوان وجود دارد، اما در کلسیم فلوریکا عرق بوی نامطبوعی شبیه به اسیدوم فلوئوریکوم دارد.
مدالیتهها (شرایط بهبود و تشدید)
برخی مدالیتههای مهم که قبلاً ذکر شد، بهبود با خوردن و تشدید اکثر علائم (دردهای روماتیسمی و غیره) با هوای سرد و مرطوب است. گرما و کاربردهای گرم تمایل به بهبود دارند. همین امر در مورد نوشیدنیهای گرم صادق است، در حالی که نوشیدنیهای سرد تشدید میکنند. در حالی که استراحت و در شروع حرکت، علائم بدتر هستند، اما حرکت مداوم بهبود میبخشد.
از سوی دیگر، علائم خاصی مانند احتقان سر و گرما در اندامهای تحتانی و پاها با هوای آزاد و آب سرد بهتر و با گرما بدتر میشوند. عدم تحمل هوای گرم و شرجی و قرار گرفتن در معرض آفتاب یک ویژگی مشخصهای است که کلسیم فلوریکا با سایر هالوژنها مشترک دارد.
لمس تمایل به بدتر کردن علائم دارد در حالی که فشار محکم اغلب سردرد، دلدرد و مشکلات قلبی را بهبود میبخشد.
یک مدالیته چشمگیر در مورد زمان، تشدید مشخص در شب بین ساعت ۳ تا ۵ بامداد است. در این زمان، یک بیقراری عصبی بر آنها چیره میشود که خواب آنها را مختل کرده و باعث سردرد، سرگیجه و بیحالی میشود. این شکایات اغلب حتی پس از بیدار شدن در صبح ادامه مییابد. پس از یک چرت، فرد احساس تحریکپذیری و بداخلاقی میکند. این علائم، تشدید پس از خواب را به عنوان یک ویژگی مشخصه کلسیم فلوریکا ثابت میکنند.
بخشهای مختلف بدن
سر: گزارششوندگان دارو نوعی درد جیرجیرکننده، کششآور و کشنده در سر گزارش میدهند که شبیه صدای ویولن ساقه ذرت است و به شدت در خواب اختلال ایجاد میکند. سردرد مبهم همراه با غش، تهوع در معده، تمام سر را در طول بعدازظهر تحت تأثیر قرار میدهد و عصرها تسکین مییابد. درد در همه جای سر، با سردرگمی، یا فشار متهوار، سوزنی یا برنده که احساس میشود سر در حال ترکیدن است؛ با هوای آزاد (حتی یک جریان هوا)، شستشوی سرد و فشار بهتر میشود؛ با خم شدن، گرما، قرار گرفتن در معرض آفتاب، هوای شرجی، بالا رفتن از پلهها، پایین آمدن از پله برقی، الکل بدتر میشود. با این حال، موارد گاهبهگاه وجود دارد که گرما بهبود میبخشد. سردرد با نور، صداهایی مانند موسیقی رادیو تشدید و با خوردن بهبود مییابد. سردرد، سرگیجه و بیحالی بین ساعت ۳ تا ۵ بامداد و در صبح پس از بیدار شدن ادامه مییابد. اگزوستوز⁽⁹⁾. هماتوم سر نوزادان تازه متولد شده. مو بیجلاست یا چرب. موهای سر، مژهها و ناحیه شرمگاهی میریزد.
چشمها: آزمایش بل این علامت را ارائه میدهد: «پس از مدتی نوشتن، دیگر قادر به دیدن واضح نبود، به دلیل یک لکه یا مه در جلوی چشمها، با مقداری درد در کره چشم؛ با بستن چشمها و فشار ملایم روی آنها بهبود یافت.» تصویر چیزی که خوانده شده است برای مدتی در جلوی چشمها باقی میماند. مگس پران⁽¹⁰⁾ پس از مصرف بیش از حد تنباکو ظاهر میشود. کراتیت و ورم ملتحمه فلیکتِنولی. لکه قرنیه؛ کدورت؛ آب مروارید. تومورهای مکرر پلک؛ تومورهای کیستیک؛ کیستهای زیرجلدی پلکی. گلمژههای مکرر.
گوشها: شنوایی حاد؛ صدای رادیو در اتاق کناری غیرقابل تحمل است. عفونت مزمن گوش میانی. موارد کلسیم فلوریکا از رسوبات آهکی روی پرده صماخ، با وزوز در گوشها، بدتر در شب، با پاها، مچها و قوزکهای سرد، و احساس خزیدن در تمام پوست است. اسکلروز⁽¹¹⁾ استخوانچهها و بخش سنگی استخوان گیجگاهی، با ناشنوایی، زنگ و غرش. ماستوئیدیت، جایی که پریوستیوم بیشتر تحت تأثیر است.
بینی: حس بویایی تشدید شده. توهم بویایی. تخلیه مخاط زیاد از بینی، با تمایل بیاثر به عطسه. رشد آدنوئید در فضای پسبینی و حلق. ترشح ضخیم، زرد-سبز از بینی؛ سرمه نامطبوع دیرینه. رشد استخوانی داخل بینی، مسدود کننده بینی، معمولاً همراه با سرمه زرد ضخیم. رینیت آتروفیک، به ویژه اگر پوستهها برجسته باشند. سرماخوردگیهای گرفتگیدار؛ زکام خشک؛ ازنا⁽¹²⁾.
صورت: تورم سخت روی گونه (آبسه لثه)، با درد یا دنداندرد. تورم سخت فک از دنداندرد یا آسیب. تورم زیر چانه، با استحکام و سطح ناهموار. نکروز⁽¹³⁾ فک پایین، در سمت چپ. زخمهای هرپتیک کوچک و سخت روی لبها از سرماخوردگی. زخم در گوشههای دهان.
دهان: خشکی شدید دهان. احساس گویی لبها و زبان در حال تورم هستند. حس چشایی کدر شده. ظاهر ترکخورده زبان، با یا بدون درد؛ سفت شدن زبان، همچنین پس از التهاب. مینای ناکافی دندانها که زبر و ناهموار است. دندانها پوسیده، خرد شده و پوسیدگی ایجاد میکنند. دنداندرآوردن کند و دشوار است؛ دندانهای توخالی به طور زودرس در کودکان ظاهر میشوند. دندانها لق احساس میشوند یا در حفرههای خود شل میشوند. اگر هر غذایی به آنها برخورد کند درد میگیرند؛ و همچنین از سرما.
گلو، حنجره و نای: آزمایش بل یک احساس سوزنسوزن شدن، سوزش، خفهکننده در گلو را آشکار کرد که شبها بدتر میشد؛ نوشیدنیهای سرد به نظر میرسد تشدید و نوشیدنیهای گرم احساس را تسکین میدهند، اما فقط برای مدت کوتاهی. در آزمایش، علائم چند روز بعد تشدید شد و آزمایشکننده چنان مشکل تنفسی داشت که به نظر میرسید اپیگلوت تقریباً بسته شده است، یا اینکه از طریق ماده غلیظی نفس میکشد که فقط ورود کمی هوا به ریهها را مجاز میسازد. لوزهها زبر و ژنده. گلو درد فولیکولی؛ تودههای مخاطی به طور مداوم در حفرههای لوزهها تشکیل میشوند. تورم دردناک لوزهها، با پوشش چرکی. لوزهالتهاب مزمن. درد هنگام بلع، با قرمزی بخش پشتی دیواره حلق، تنههای لنفاوی جانبی و حلقه لوزهای. دردناکی و زخم در گلو، گسترش یافته تا دو شاخه شدن، با سرفه و خلط روشن و شفاف، بدتر هنگام دراز کشیدن. زبان کوچک شل، باعث تحریک، قلقلک و سرفه میشود. خشکی و قلقلک در حنجره، با تمایل به پاک کردن آن. خارش قلقلک در حنجره، ایجاد کننده سرفه خشک؛ بدتر از ساعت ۳ تا ۴ بعدازظهر. سرفه خشک از قلقلک در حنجره، مانند یک جسم خارجی کوچک، همراه با تمایل به بلع، اما نه سرفه و نه بلع قلقلک را تسکین میدهد. پس از خندیدن بسیار گرفته؛ همچنین از بلند خواندن. دیفتری حنجره. احساس سفتی در ناحیه غده تیروئید، با نبضدار بودن؛ مجبور به شل کردن لباس است. گواتر⁽¹⁴⁾ سخت؛ آدنوم سمی.
قلب: فشار روی قلب با ترس از اینکه قلب از کار بیفتد. احساس سنگینی روی قلب، مانند یک سنگ، بلافاصله ناپدید میشود اگر با هر دو مشت فشار اعمال شود. دردهای سوزنی شدید قلب هنگام نشستن و خم شدن به جلو.
معده: افزایش اشتها و احساس گرسنگی؛ احساس سیری ناکافی؛ میتواند تمام روز بخورد، اما همچنان لاغر میماند. «دردهای گرسنگی» دو ساعت پس از غذا، با خوردن بهبود مییابد. اگر گرسنه باشد و مجبور به انتظار برای غذا شود بسیار عصبانی میشود؛ وقتی غذا بالاخره میرسد، با انزجار به آن نگاه میکند. از دست دادن اشتها. ضعف و بهانهگیری اشتها، تهوع و ناراحتی پس از خوردن، در کودکان خردسالی که از درسها خسته شدهاند. تمایل به نمک، غذای تند، شیرینیجات (اما شیرینیجات سازگار نیستند)؛ بیمیلی به گوشت، چربی و تخم مرغ. چربی سازگار نیست و باعث اسهال میشود. بالا آوردن مخاط در صبح باعث یک حمله طولانی سکسکه میشود که فرد را فرسوده میکند و در طول روز به طور مکرر عود میکند. سوزش سر دل. استفراغ غذای هضم نشده؛ در نوزادان، در طول دنداندرآوردن. سوءهاضمه حاد از خستگی و فرسودگی مغزی، نفخ زیاد.
شکم: احساس پری با نفخ، با دفع گاز بهتر میشود. نفخ در دوران بارداری. نفخ، بدتر هنگام اسبسواری و به سمت عصر، بهتر پس از دراز کشیدن در شب. حدود نیمه شب، یا اندکی پس از آن، با درد تیز در هیپوکندریوم راست، زیر دنده یازدهم، بیدار میشود که به صورت حملاتی از دردهای تیز همراه با بیقراری رخ میدهد؛ بدتر هنگام دراز کشیدن روی سمت دردناک، آنقدر که باعث احساس ترکیدن به بیرون میشود؛ بهتر هنگام دراز کشیدن روی سمت بدون درد و هنگام دولا شدن. حملات مکرر همان دردهای تیز در ناحیه کبد، بدتر هنگام نشستن، بهتر هنگام راه رفتن. دلدرد و درد در شکم با گذاشتن دست روی ناحیه آسیبدیده بهتر؛ همچنین با دراز کشیدن روی شکم.
راست روده: بواسیر، اغلب با کمردرد، عموماً در پایین استخوان خاجی، و با یبوست. شکاف مقعد⁽¹⁵⁾، یا فیستول مقعد⁽¹⁶⁾. در طول شب با خارش در مقعد، گویی از کرمهای سوزنی، بیدار میشود. سوزش و خارش، درد سوزنی و خاشاکمانند در مقعد. رطوبت در مقعد؛ بثورات مرطوب؛ اینترتریگو⁽¹⁷⁾. اسهال خفیف؛ بخش اول مدفوع طبیعی است، بخش آخر شل، با احساس فوریت دردناک قبل از مدفوع. اسهال: خمیری یا جهنده؛ چرب، براق؛ بلافاصله پس از خوردن. اسهال ناشی از غذای چرب. یبوست با سرگیجه و سردرد مبهم. مدفوع سخت، مانند مدفوع گوسفند یا متشکل از تودههای بزرگ و سخت. هنگامی که مدفوع سخت دفع میشود، درد احساس میشود گویی مقعد از هم پاره شده است. احساس عقب نشینی مدفوع هنگام سخت بودن مدفوع.
دستگاه ادراری: ترشح افزایش یافته ادرار کمرنگ. دو بار در شب برای دفع ادرار فراوان بیدار میشود. یا: ادرار کم، پررنگ، کدر. تحریکپذیری مثانه، احساس فوریت مکرر برای ادرار کردن؛ ادرار باعث سوزش در طول مجرای ادرار، به ویژه در دهانه خارجی آن میشود؛ بوی تند میدهد.
دستگاه تناسلی: استحکام بیضهها. اورکیت. هیدروسل. قاعدگی بیش از حد با درد فشارنده. درد کشنده در ناحیه رحم و رانها؛ افتادگی رحم. قبل از قاعدگی، درد در دستگاه تناسلی و پستانها. جابجایی رحم. جریان قاعدگی بسیار فراوان، با رنگ زرد-شیری. دردهای پس از زایمان به دلیل انقباضات ضعیف. تومورهای فیبروئید در رحم. تومورهای سخت گرهی در پستانها.
گردن و پشت: تورم سنگی-سخت غدد لنفاوی گردنی. درد در ستون فقرات گردنی. تورتیکولی⁽¹⁸. کمردرد از فشارها؛ کمردرد مزمن، بدتر در شروع حرکت، بهتر با حرکت مداوم و گرما. درد خسته کننده در کمر، با بیقراری. بواسیر که همراه با درد در ناحیه خاجی است.
اندامها: صدا دادن مفاصل، با دررفتگی آسان، به ویژه بند انگشتان؛ حرکت بیش از حد مفاصل⁽¹⁹⁾. دررفتگی خود به خودی مفصل ران. گرههای آرتریتی و اگزوستوز روی استخوانها، به ویژه روی انگشتان تشکیل میشوند. مارگری بِلَکی گزارش میدهد که کلسیم فلوریکا یک سارکوم روی استخوان بازو را به میزان زیادی بهبود بخشید و خارهای استخوانی روی پاشنهها را از بین برد. گانگلیون در مچ دست. بروز ناگهانی یک منطقه بیحس روی عصب اولنار راست. بیحسی در انگشت حلقه و انگشت کوچک چپ، با سرما بدتر میشود. واریس روی اندامهای تحتانی. اندامهای تحتانی سنگین و ضعیف احساس میشوند با نیاز به بالا بردن پاها برای تسکین درد. درد در طول ورید صافن با لمس تحریک میشود. یک تورم سنگی-سخت، راشیتیسی از کل ران، در یک کودک ۲ ساله، به سرعت به کلسیم فلوریکا تسلیم شد. سینوویت مزمن مفصل زانو. فیبروما در گودی زانو. کرامپهای شبانه در ساق پا، با باز کردن یا دراز کردن پا بهتر میشود. تورم خمیری پاها در روزهای گرم. در رختخواب در شب، پاها را باز میکند تا خنک شوند، اما به زوری به دلیل احساس سرما آنها را برمیگرداند.
خواب: خواب با رویاهای مداوم مختل میشود: زنده و متمایز، از مرگ یک فامیل، با غم و گریه زیاد؛ از تلاشهای ناموفق برای انجام کارهای مختلف؛ از صحنهها و مکانهای جدید، ناخوشایند نیست، اما با حس خطر قریبالوقوع. قطع خواب بین ساعت ۳ تا ۵ بامداد، با جریانی زنده از افکار. در صبح، احساس نشاط نمیکند، با سردرد، سرگیجه، تپش قلب، خستگی و بیحالی. قادر به چرت زدن معمول ظهر نیست. پس از یک چرت، تحریکپذیری قابل توجه و «حال و هوای زننده.»
تب: گرگرفتگی با تپش قلب و گاهی آریتمی، متناوب با حساسیت به سرما. احساس گرمای در تمام بدن، با گرگرفتگی. گرمای سوزان روی کف پاها؛ همچنین روی دستها. لرز، با لرزش؛ پس از دوش سرد نمیتواند گرم شود. حملات تب، به مدت یک هفته یا بیشتر، با تشنگی و یک زبان قهوهای خشک. تمایل به عرق کردن از کمترین تلاش؛ تعریق تمایل به نامطبوع بودن دارد.
پوست: پوست نازک، شفاف و به طور مشخص سفید به نظر میرسد. زبر و خشک احساس میشود، و تمایل به ترکخوردگی، شقاق، و شکاف وجود دارد. تشکیل جوشگاههای سخت. اکیموز⁽²⁰⁾؛ خال مادرزادی عروقی. ظواهر التهابی روی پوست، مانند آکنه، جوشهای چرکی، پاپول، هرپس. نواحی اطراف منافذ بدن مکان ترجیحی برای اختلالات پوستی هستند (گوشههای دهان، لبههای پلکها، سوراخهای بینی، پشت گوشها، سر آلت، کیسه بیضه، مقعد). خارش آزاردهنده پوست با یا بدون بثورات، بدتر در رختخواب گرم، با باز کردن بهتر میشود. مزگر اظهار میکند: «پوست بسیار بیشتر تحت تأثیر قرار میگیرد، همانطور که از آهک خالص انتظار میرود. تشکیل ندول آکنه، جوشهای چرکی، کورک و آبسههای کوچک پوست؛ همچنین بثورات هرپتیک، که به اگزمای مسطح با ماهیت مرطوب تبدیل میشوند. این با خارش شدید همراه است، که میتواند بدون بثورات نیز یافت شود.»
کاربردهای بالینی (ایندیکاسیونها)⁽²¹⁾
آدنوئید، آنوریسم، اختلالات استخوان، استحکام پستان، آب مروارید، سرمه، تبخال، کدورت قرنیه، سرفه، اگزوستوز، نفخ، غدد سفت شده، هموپتیزی، هرپس، بیماری هوچکین، صداداری مفاصل، اختلالات کبد، کمردرد، گرهها، ازنا، زایمان، سرمه پسبینی، اسپاوین (اسبها)، فشارها، سیفلیس.
درمانهای مشابه و قابل مقایسه (رابطهها)⁽²²⁾
مقایسه با: کانیم؛ لاپیس؛ باریتا موریتاتیکا؛ هکلّا؛ روس؛ سدیم کاکودیلیت (تومورها). کلسیم سولفو-استیبیاتا (به عنوان هموستاتیک و جذبکننده در میوم رحم عمل میکند) مانگیفرا ایندیکا (واریس).
پاورقیهای تخصصی و توضیح بیماریها:
⁽¹⁾ کلسیم فلوریکا (Calcarea fluorica): فلوراید کلسیم، یکی از دوازده نمک بافتی شوسلر. در هومیوپاتی برای بافتهای سفت شده، تورم غدد، مشکلات استخوان و مفاصل و شرایط همراه با شلی استفاده میشود.
⁽²⁾ حسبیشتری (Hyperaesthesia): حساسیت غیرطبیعی و افزایش یافته به محرکهای حسی مانند لمس.
⁽³⁾ حسکمتری (Anaesthesia): از دست دادن کامل یا جزئی حس، به ویژه حس لمس.
⁽⁴⁾ آفینیته (Affinity): در پزشکی و هومیوپاتی به معنی تمایل یا جذب ویژه یک ماده یا دارو به سمت یک بافت، اندام یا سیستم خاص در بدن است.
⁽⁵⁾ گرسنگی شدید (Ravenous Hunger): گرسنگی غیرقابل کنترل و شدید.
⁽⁶⁾ مدالیته (Modality): در هومیوپاتی، شرایطی که باعث بهبودی یا تشدید علائم میشود (مانند زمان، دما، وضعیت بدن، خوردن و غیره).
⁽⁷⁾ هالوژن (Halogen): گروهی از عناصر شیمیایی شامل فلوئور، کلر، برم، ید و استاتین. داروهای مشتق شده از این عناصر در هومیوپاتی اغلب ویژگیهای مشترکی دارند.
⁽⁸⁾ یکطرفه بودن سمت چپ (Left-sidedness): تمرکز علائم در سمت چپ بدن. یک ویژگی مهم در افتراق داروهای هومیوپاتی.
⁽⁹⁾ اگزوستوز (Exostosis): یک رشد خوشخیم استخوانی که روی سطح استخوان شکل میگیرد.
⁽¹⁰⁾ مگس پران (Muscae volitantes): ذرات کوچک یا لکههایی که در میدان دید فرد شناور به نظر میرسند، اغلب هنگام نگاه کردن به یک زمینه روشن مانند آسمان آبی یا یک دیوار سفید دیده میشوند.
⁽¹¹⁾ اسکلروز (Sclerosis): سفت و سخت شدن غیرطبیعی یک بافت، اغلب به دلیل افزایش بافت همبند.
⁽¹²⁾ ازنا (Ozaena): یک شکل مزمن و آتروفیک رینیت که با خشکی، پوستهپوسته شدن و بوی بد بینی مشخص میشود.
⁽¹³⁾ نکروز (Necrosis): مرگ سلولها یا بافتهای زنده در یک بخش محدود از بدن.
⁽¹⁴⁾ گواتر (Struma): بزرگ شدن غده تیروئید.
⁽¹⁵⁾ شکاف مقعد (Fissure ani): یک پارگی یا زخم خطی کوچک در پوشش مخاطی مقعد.
⁽¹⁶⁾ فیستول مقعد (Fistula ani): یک مجرای غیرطبیعی کوچک که بین داخل مقعد (کانال مقعد) و پوست نزدیک مقعد ایجاد میشود.
⁽¹⁷⁾ اینترتریگو (Intertrigo): التهاب پوست در نواحی چینهای بدن که در تماس با هم هستند (مانند زیر بغل، کشاله ران، زیر پستان)، اغلب به دلیل رطوبت، اصطکاک و عفونت ثانویه.
⁽¹⁸⁾ تورتیکولی (Torticollis): انقباض یا کوتاهی مزمن عضلات گردن که باعث کجی سر و گردن به یک سمت میشود.
⁽¹⁹⁾ حرکت بیش از حد مفاصل (Hypermobility): دامنه حرکت مفصل بیش از حد طبیعی. میتواند عمومی یا در مفاصل خاص باشد.
⁽²⁰⁾ اکیموز (Ecchymosis): کوفتگی یا خونمردگی بزرگ زیر پوست ناشی از نشت خون از رگهای خونی پاره شده به بافت اطراف.
⁽²¹⁾ ایندیکاسیون (Indication): موارد کاربرد یا شواهد بالینی که استفاده از یک درمان خاص را توجیه میکند.
⁽²²⁾ رابطهها (Relations): در هومیوپاتی به درمانهایی اشاره دارد که علائم مشابهی دارند و ممکن است در موارد متفاوت یا برای تکمیل درمان مورد مقایسه یا استفاده قرار گیرند.




